تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


     

    عمر من بر سر نادانی افکار گذشت

    دیدگان بستم و اندیشه بیدار گذشت

     

    حرف ها ناگفته ماند و این تنِ رنجور من

    با غم و رنج و پریشانی بسیار گذشت

     

    روزگارم شد همه زهری به جان در زندگی

    زخم شد بر بدن و با تنِ بیمار گذشت

     

    در غروب زندگی شادی ندیدم یک دمی

    سایه های عمر من از لب دیوار گذشت

     

    خاطراتم شد همه خاکستر و دامان خاک

    روز و شب هایم یکی گشت و به یکبار گذشت

     

    کاروان رفت و من از قافله ها جا ماندم

    خواب رفتم و از لحظه ی دیدار گذشت

     

    نیره

     


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : گذشت ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 2 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر