خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





مساله جبرگرایی determinism

    بسیاری از تاریخ نگاران ، دانسته یا ندانسته به اصلی جبری یا اصلی که

    فعالیت جسمی ، ذهنی و اخلاقی انسان به ضرورت از آن ناشی شده

    باشد ، ارج نهاده اند .این گونه اصول چه آگاهانه به کار گرفته شود یا

    نقادی نشده به فرض گرفته شود ، در روش تاریخی برخی از تاریخ دانان

    نسبت به موضوع نقش تعیین کننده دارد .و این غیر عادی نیست اگر

    فرهنگ معنایی نمی داشت ، غیر عادی می بود . اما چون این موضوع

    با همه قلمرو هستی کار دارد موضوعی مابعدالطبیعی است .

    تاریخدان و نیز خوانندگان  او بهتر است در اینجا با احتیاط گام بردارند.

    بی گمان انسان از مواد شیمیایی تشکیل شده است ، اما انسان

    شیمیایی عمل نمی کند . هیچ مرتبه ای از علم و چیرگی در شیمی

    نمی تواند بیانگر فرهنگ انسان باشد . این نیز راست است که انسان

    موجودی فیزیکی است اما فرهنگ او چیزی است به درستی متفاوت

    از فیزیک . انسان موجودی است زیستی ، اما فرهنگ او چیزی است

    جدای فعالیتهای جانداران دیگر .

    تاکنون هیچ یک از بررسی های شیمیایی ، فیزیکی ، زیست شناختی

    نتوانسته است پرده از راز چیستی فرهنگ بردارد . چنین پیداست این

    گونه بررسی ها هیچ گاه در این راه پیشرفت نخواهد یافت .

    از دیدگاه شیمی ، فیزیک یا زیست شناسی ، انسان نه تنها بسیار

    پیچیده است ، بلکه موجودی است با برتری های ظریف . علم شیمی

    را در نظر بگیرید از موجود شیمیایی کاری بیش از آنچه مواد شیمیایی

    می کنند ، ساخته نیست . انسان با توانایی اندیشه ذهنی جایگاهی

    از آن خود دارد . آزادانه عمل می کند ، سرپرست کارهای خویش است

    و در باره هدف هایی که برای عمل خود برگزیده است ، چیزهایی

    می داند.

     


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : انسان ,شیمیایی ,فرهنگ ,موجودی ,شیمی ,انسان موجودی ,مواد شیمیایی ,
    مساله جبرگرایی determinism

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر